دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386
بارانوای باران ،بارن
شیشه ی پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
آسمان سربی رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
میپرد مرغ نگاهم تا دور
وای باران ،باران
پر مرغان نگاهم را شست.

ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : آزیتا در ساعت 15:33

