نگاه کن که غم درون سینه ام
چگونه قطره قطره آب میشود
چگونه سایه ی سیاه سرکشم
اسیر دست آب میشود
نگاه کن،تو آمدی ز دورها ودورها
ز سرزمین عطرها و نورها
نشانده ای مرا کنون به زورقی
زعاجها،ز ابرها،بلورها
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
کنون به گوش من دوباره میرسد
صدای تو،صدای بال برفی فرشتگان
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستاره ها جدا مکن
مرا دگر رها مکن
مرا دگر رها مکن

ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : آزیتا در ساعت 12:15
