دیدن روی تو ودادن جان مطلب ماست
پرده بردار ز رخسار که جان بر لب ماست
بت روی تو پرستیم ملامت شنویم
بت پرستی اگراین است که این مذهب ماست
* * * *
سینه از آتش دل درغم جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطه ی دوری دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
* * * *
چه خوش است دیده ما شود از رخ تو روشن
چه خ.ش است گوش ما را بنوازی از بیانت
به غلامی تو شاها نه لیاقت است ما را
که خوریم غبطه ها بر سگ درب آشیانت
* * * *
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : آزیتا در ساعت 16:15
